عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
95
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
گوسفند هشتاد رأسى ) » . و اصمعى گفته است : « ذو الاصبع العدوانى « 51 » را چهار دختر بود ، و ايشان را شوهر داد و به ديدن بزرگترين دختر رفت ، پس به او گفت : « شوهرت را چگونه ديدى ؟ » گفت : « بهترين شوهر ، خانوادهاش را بزرگ مىدارد و احسانش را فراموش مىكند . » گفت : « دارايى شما چيست ؟ » گفت : « شتر ، از گوشت آن مىخوريم ، و شير آن را مىآشاميم ، و خودمان و بارهايمان را حمل و نقل مىكند » گفت : « شوهرى بزرگوار و ثروتى با بركت است » آنگاه به ديدن دختر دوم رفت و گفت : « شوهرت را چگونه ديدى ؟ » گفت : « زنش را بزرگ مىدارد و موجبات محبّت و الفت را فراهم مىآورد » گفت : « دارايى شما چيست ؟ » گفت : « گاو است ، و قرين و مونس فضاى خانه است ، ظرفها را پر مىكند ، و در خانه زنانى با زنانى مأنوسند » گفت : « خوشنود گشتى و بهرهمند شدى » آنگاه به ديدن دختر سومى رفت ، و گفت : « شوهرت را چگونه ديدى ؟ » گفت : « نه بخشنده مسرف است و نه بخيل مستبدّ برأى » گفت : « دارايى شما چيست ؟ » گفت : « بز » گفت : « سودمند و بىنيازكننده است » سپس به ديدن چهارمين دختر رفت ، و گفت : « شوهرت را چگونه ديدى ؟ » گفت : « بدترين شوهر ، كسان خود « 52 » را احترام مىكند و همسرش را خوار مىدارد » گفت : « دارايى شما چيست ؟ » گفت : « بدترين دارايى ؛ گوسفند ؛ شكمگندهاند و سير نمىشوند ، و تشنهاند و سيراب نمىگردند ، و كرند و نمىشنوند ، و فرمان فريبدهنده خود را پيروى مىكنند » پس گفت : « مردى به پارهاى از متاعش شباهت
--> ( 51 ) - او ، حرثان از طايفه عدوان است ، وى در روزگار جاهليّت مىزيسته ، و از آن جهت ذو الاصبع ناميده شد كه مارى انگشتش را گزيد ، وى آن انگشت را قطع كرد . ( الشعر و الشعراء ، ج 2 ، ص 597 ، و الاغانى ، ج 3 ، ص 89 ، چاپ دار الكتب ) ( 52 ) - در الكامل ، ج 2 ، ص 495 بجاى « يكرم اهله » جمله « يكرم نفسه » وارد شده و با سياق مناسبتر به نظر مىرسد و معنى چنين است : « خويشتن را بزرگ مىدارد » . - م .